الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

230

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

دفع هر ناپسندى بيمناك يا هر گرفتارى نگران كننده گردد ؛ در حالى كه خداى تعالى به بر طرف ساختن گرفتارىها از چهرهء بندگان مخلص خود عنايت دارد . هم‌چنين اگر مقصود از قرائت قرآن يا دعاها و ذكرهاى منقول براى دفع سختىها يا شفاى بيمارىها يا بر طرف ساختن دردها كمك كردن به داروى معالِج باشد - تا دارو به اذن خداى تعالى ، در رفع درد تأثير گذارد - اشكالى در آن نيست ، بلكه طبيعى به نظر مىرسد ؛ چه ، خداوند شفا دهندهء همهء دردهاست ؛ اما اگر مقصود ، استقلال آنها و بى نيازى كامل از درمان و اكتفا به ذكر و دعا و تلاوت قرآن باشد ، آن را به كلى ردّ مىكنيم ؛ چرا كه با قانون حيات و سنت‌هاى خداوند در طبيعت نمىسازد . ابن تين گويد : « درمان با تعويذها ( اذكار و وِردها ) و نام‌هاى خداى تعالى ، طب روحانى است كه اگر بر زبان نيكانِ خلق جارى گردد ، به اذن خداى تعالى ، شفا حاصل مىشود . چون اين نوع ، كم‌ياب گرديد ، مردم به طب جسمانى پناه بردند . » سيوطى گويد : « سخن رسول خدا به همين مطلب اشاره دارد كه : [ م / 140 ] " اگر مردى اهل يقين ، آن را بر كوهى بخواند ، نابود گردد . " » « 1 » قرطبى گويد : « رُقيه با كلام و نام‌هاى خداوند جايز مىباشد و اگر مأثور هم باشد ، مستحب است . » ربيع گويد : « از شافعى دربارهء رُقيه پرسيدم ؛ گفت : " رقيه با كتاب خدا و ذكرهاى شناخته شدهء خدا ، اشكالى ندارد . " » « 2 » * * * حكيم ابو عبداللَّه ، محمد بن احمد بن سعيد تميمى ( زنده به سال 390 در مصر ) ، كتابى با نام « خواص القرآن » دارد و در آن گفته كه آن را از برخى از حكماى

--> ( 1 ) . در حديث ابن مسعود آمده است : « آيهء 115 سورهء مؤمنون را در گوش گرفتار مىخوانى . » ( الدرّ ، ج 6 ، ص 122 ) . ( 2 ) . الاتقان ، ج 4 ، ص 143 و 144 .